شمس الدين رشديه
143
سوانح عمر ( فارسى )
مشروطيت قيام كنند . سپهدار هم بخواص مليون ، كه براى اطاعت و ابلاغ فرمانبردارى خود در حضور بودند گفت ، « اميدوارم بكمك پروردگار و مساعدت و جانبازى شما مشروطيت را در تمام كشور استقرار بخشيده ، كابوس نكبت را كه بر پايتخت مستولى است سرنگون كنيم . بايد برادران رشيد تبريزى ما بدانند كه در اينگوشه كشور هم ما حامى و هواخواه ايشانيم ؛ مرامى داريم كه آنان دارند ، راهى خواهيم رفت كه آنان ميروند » . رشديه هم از اينكه پنبه عين الدوله را زده در تبريز تنها و بىكمكش گذاشته ، سلندر و قلندرش كرده است ، بسيار خوشحالست و بيشتر از اين مشعوف است كه با اين اقدام ، نيروى ملت را تقويت فراوان بخشيده است . اهالى رشت دسته دسته به خدمت سپهدار رسيده اظهار اطاعت و انقياد نموده ، آرزومندند در خدمت اين سردار موفقيتهاى بزرگى بدست آورده ، نيكنام دو جهان باشند . سپهدار هم بسيار مشعوف و سركيف است و از اين تغيير خط سير خود بسيار شادان . سپهدار از نواحى لازمه تقويت و عازم فتح تهران شد . در اوائل جمادى الثانى 1326 ، شبهنگام بحوالى تهران رسيده ، با فريادهاى زنده باد محمد عليشاه خود را حامى محمد عليشاه قلمداد كردند كه دروازه را باز كنند ، و مقاومت و مخالفتى دست ندهد . از دروازه شمالى انتهاى خيابان شاهپور ، وارد تهران شده مستقيما به طرف مجلس حركت ميكنند . چون محمد عليشاه مىفهمد كه كار از چه قرار است ، به پالكونيك رئيس ديويزيون قزاق ، دستور ميدهد با تمام نيروى خود از قزاقخانه و سلطنتآباد مجلس را بمباران كنند ، و فرمان آن را صادر مىكند . پالكونيك از تمام نيروى نظامى قزاقخانه استفاده مىكند ، و با توپهاى شنيدر صحرائى از جلوخان مجلس و دو محل نامبرده به جنگ ميپردازد . و جنگ از اول آفتاب تا چهار بعد از ظهر با منتها درجه شدت خود تهران را بلرزه درآورده بود . بالاخره نيروى ملى مظفر و منصور ، پرچم فتح بر بالاى مجلس نصب ، و موافقين مليون بر بالاى خانه و عمارت خود بيرق قرمز نصب ميكنند . چون فتح مليون محرز و محقق مىشود ، پالكونيك اسلحه را زمين گذاشته از سپهدار تقاضاى وقت ملاقات مىكند . او را امان داده به مجلس ميپذيرند . فرمان خود را ارائه داده سلب مسئوليت از خود مىكند . در مراجعت براى تامين جان او اجازه دادند با يك اسكورت مجاهد بسفارت برگردد . چون فرمانده جنگ بود ، به قزاقان دستور داد اسلحه را بر زمين نهاده تابع امر مليون باشند . محمد عليشاه از نياوران به زرگنده شميران آمد ، بسفارت روس پناه ميبرد . پالكونيك در مدخل سفارت بهريك از افراد اسكورت ، كه شش نفر بودند ، يك اشرفى ميدهد . چهار عراده توپ شنيدر اسير مليون شده در مدخل مجلس شوراى ملى زنجير ميشوند ، كه حاكى از مظفريت ملى و مغلوبيت شاه استبدادطلب بودند . پس از فتح سپهدار ، هيئت مديرهيى از مليون انتخاب و مملكت را در اختيار اداره ايشان ميگذارند . هيئت مديره محمد عليشاه را از سلطنت معزول و پسرش احمد شاه را بسلطنت منصوب ، و سالى هفتاد و پنج هزار تومان مستمرى جهت محمد عليشاه معين مىكند . و سپهدار را برئيس الوزرائى برگزيده ، انحلال خود را نيز اعلان مينمايند .